سوگ یکی از عمیقترین و عینیترین تجربههای انسانی است که در پاسخ به فقدان شکل میگیرد؛ نه فقط فقدان انسانهای عزیز، بلکه هر نوع از دست دادنِ معنادار در زندگی. سوگ فقط غم نیست، بلکه مجموعهای از احساسات، افکار و واکنشهای روانی است که پس از فقدان تجربه میشود و بخش مهمی از زندگی ماست.

نویسندگان: رتکلیف و همکاران، ۲۰۲۴
ترجمه و خلاصه: پیمان دوستی
سوگ چیست؟
سوگ نوعی پاسخ طبیعی به فقدان تعریف میشود؛ یعنی واکنش روانی، هیجانی و رفتاری که به دنبال جدایی یا از دست دادن یک رابطهٔ مهم شکل میگیرد. احساسات رایج در سوگ شامل غم، اندوه، ناباوری، خشم، افسردگی، سردرگمی و گاهی حتی تسلیمشدن در برابر واقعیت است.
در حقیقت، سوگ میتواند به دلایل مختلفی از جمله مرگ یک عزیز، جدایی عاطفی، از دست دادن شغل، مهاجرت، یا حتی پایان یک دورهٔ مهم زندگی به وجود بیاید. هرچند تجربه و شدت این احساسات در افراد مختلف متفاوت است، اما همه ی ما در مقطعی از زندگی احتمالاً نوعی سوگ را تجربه خواهیم کرد.
چرا سوگ مهم است؟
سوگ فرایندی است که ما را از طریق تلاشی ناخودآگاه برای پذیرش واقعیت فقدان راهنمایی میکند. برخلاف نگاههای قدیمی که سوگ را مرحلهای خطی میدیدند، پژوهش های اخیر نشان میدهد که سوگ یک فرایند روانی پیچیده و پویا است که در آن احساسات و واکنشها میتوانند در طول زمان تغییر کنند و بازگشت داشته باشند.
مطالعات انجام شده حتی سوگ را نوعی «یادگیری عمیق» توصیف میکنند؛ جایی که ذهن ما باید پیشبینیهای قبلی خود درباره حضورِ آنچه از دست رفته را بازسازی کند و با واقعیتِ جدایی دائمی کنار بیاید. این فرایند میتواند زمان ببرد و بخش مهمی از آن به پذیرش تدریجی و بازسازی معنا در زندگی بازمیگردد.
مراحل سوگ
گرچه هر تجربه سوگی منحصر به فرد است، اما یکی از مدلهای شناختهشده، مدل «کوبلر-راس» است که پنج مرحله ی رایج را برای سوگ پیشنهاد میکند که البته این مراحل همیشه بهترتیب رخ نمیدهند و ممکن است فرد بارها بین آنها، بهویژه بین اندوه و پذیرش، نوسان داشته باشد.
انکار: فرد نمیخواهد واقعیت را بپذیرد
خشم و تعارض: احساس ناعادلانه بودن یا خشم نسبت به فقدان
چانهزنی با واقعیت: تلاش برای تغییر یا بازگشت وضعیت
افسردگی و غم عمیق: درک عمیق از فقدان
پذیرش: سازگار شدن با واقعیت جدید و بازسازی زندگی
هنگام سوگ چه حسی طبیعی است؟
سوگ میتواند بهصورت جسمی و روانی خود را نشان دهد
- گرفتگی یا دردهای جسمی
- دشواری در تمرکز
- بیخوابی یا خواب زیاد
- تغییر در اشتها و انرژی
- پایینبودن خلق و احساس تنهایی
این واکنشها بخشی از فرآیند سازگاری روانی هستند و تا حد زیادی طبیعی محسوب میشوند. اما اگر سوگ شدت غیرقابلتحمل و طولانیمدت پیدا کند و بر عملکرد روزمره تأثیر جدی بگذارد، ممکن است لازم باشد از یک متخصص کمک گرفت.
سوگ و سلامت روان
گرچه سوگ خود یک واکنش طبیعی است، اما اگر این احساسات برای ماهها یا سالها ادامه یابد و مانع از زندگی عادی شود، میتواند به اختلال سوگ پیچیده یا prolongated grief تبدیل شود؛حالتی که نیازمند حمایت رواندرمانگر یا روانشناس است.
چگونه با سوگ سازگار شویم؟
برخلاف تصورات رایج، «پذیرش» به معنی فراموشکردن عزیز از دست رفته نیست. پذیرش یعنی یاد گرفتنِ چگونه با فقدان زندگی کنیم و معنا و ارزش را در زندگی ادامه دهیم. انجام کارهایی از جمله، گفتوگو درباره ی احساسات با افرادی که قابل اعتماد هستند، نوشتن خاطرات و تجربههای درونی، حفظ رابطه ی نمادین با عزیزِ از دسترفته (مثلاً از طریق یادبود، عکس یا تجربههای ارزشمند)، حمایت اجتماعی و گروههای همدلی که به ما کمک میکنند بدانیم در این تجربه سخت تنها نیستیم.
سوگ، بخشی از تجربه انسانی است.
سوگ بخشی جداییناپذیر از زندگی انسان است و توانایی ما در مواجهه، پذیرش و ادامه دادن میتواند نشانهٔ قدرت روانی، انعطاف و رشد درونی باشد. با درک بهتر ماهیت سوگ و پذیرش اینکه این احساسات طبیعی و انسانی هستند، میتوانیم به مسیر یادگیری و بازسازی زندگی خود ادامه دهیم، حتی در مواجهه با بزرگترین فقدانها.